<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>عشق و عطش(امام حسین)</title>
		<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>*در خانه ماندن فرصتی است مناسب، از دستش ندهیم*</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/در-خانه-ماندن-فرصتی-است-مناسب-از-دستش-ندهیم</link>
			<pubDate>05:48:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113214@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;1- نماز نخوانده ای داریم، قضایش را بجا آوریم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- روزه نگرفته ای داریم، جبرانش کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- انس بیشتری با قرآن پیدا کنیم و برنامه ختم آن را داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4- به نوافل بخصوص نماز شب، بیشتر بپردازیم و از فرصت طلایی سحر حداکثر استفاده را ببریم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;5- روزه مستحبی بگیریم و اذکار و ادعیه روزانه را قرائت کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;6- به گذشته مان فکر کنیم، گناهانمان را بیاد آورده و از آنها توبه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;7- به خانواده، بیشتر مهر و محبت بورزیم و جبران گذشته کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;8- زبانمان را برای تبری از گناهانی همچون غیبت، تهمت، دروغ، سخنان لغو و &amp;#8230; تمرین دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;9- چشمانمان را از محرمات محفوظ نگهداریم و با نظر به قرآن و معنای آیات قرآن، دیدگانمان را جلا دهیم و بدینوسیله در آیات قرآن بیشتر تدبر کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;10- به یاد امواتمان بیفتیم و اگر نماز و روزه قضایی دارند ادا کنیم و با ذکر فاتحه و صلوات و دیگر اذکار، روحشان را شاد کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;11- به یاد مستمندان، فقرا و محدودیتهایی که در زندگیشان وجود دارد بیفتیم و برنامه ای برای کمک به آنها داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;12- به یاد معلولین، جانبازان، بیماران زمینگیر و افراد دربند بیفتیم و قدر سلامتی، امنیت، آزادی و دیگر نعمتهای خداوند مهربان را بیشتر بدانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;13- به مطالعه کتابهای مختلف به خصوص کتابهای تاریخی، اخلاقی و دینی بپردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;14- به فکر امام زمانمان بیفتیم و از حضرت ایشان برای رفع مشکلات استمداد بطلبیم و برای سلامتی و ظهورش دعا کنیم.&lt;br /&gt;&amp;#8220;اللهم عجل لولیک الفرج&amp;#8221;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;*در خانه بمانیم و استفاده کنیم*&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/در-خانه-ماندن-فرصتی-است-مناسب-از-دستش-ندهیم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>1- نماز نخوانده ای داریم، قضایش را بجا آوریم.</p>
<p>2- روزه نگرفته ای داریم، جبرانش کنیم.</p>
<p>3- انس بیشتری با قرآن پیدا کنیم و برنامه ختم آن را داشته باشیم.</p>
<p>4- به نوافل بخصوص نماز شب، بیشتر بپردازیم و از فرصت طلایی سحر حداکثر استفاده را ببریم.</p>
<p>5- روزه مستحبی بگیریم و اذکار و ادعیه روزانه را قرائت کنیم.</p>
<p>6- به گذشته مان فکر کنیم، گناهانمان را بیاد آورده و از آنها توبه کنیم.</p>
<p>7- به خانواده، بیشتر مهر و محبت بورزیم و جبران گذشته کنیم.</p>
<p>8- زبانمان را برای تبری از گناهانی همچون غیبت، تهمت، دروغ، سخنان لغو و &#8230; تمرین دهیم.</p>
<p>9- چشمانمان را از محرمات محفوظ نگهداریم و با نظر به قرآن و معنای آیات قرآن، دیدگانمان را جلا دهیم و بدینوسیله در آیات قرآن بیشتر تدبر کنیم.</p>
<p>10- به یاد امواتمان بیفتیم و اگر نماز و روزه قضایی دارند ادا کنیم و با ذکر فاتحه و صلوات و دیگر اذکار، روحشان را شاد کنیم.</p>
<p>11- به یاد مستمندان، فقرا و محدودیتهایی که در زندگیشان وجود دارد بیفتیم و برنامه ای برای کمک به آنها داشته باشیم.</p>
<p>12- به یاد معلولین، جانبازان، بیماران زمینگیر و افراد دربند بیفتیم و قدر سلامتی، امنیت، آزادی و دیگر نعمتهای خداوند مهربان را بیشتر بدانیم.</p>
<p>13- به مطالعه کتابهای مختلف به خصوص کتابهای تاریخی، اخلاقی و دینی بپردازیم.</p>
<p>14- به فکر امام زمانمان بیفتیم و از حضرت ایشان برای رفع مشکلات استمداد بطلبیم و برای سلامتی و ظهورش دعا کنیم.<br />&#8220;اللهم عجل لولیک الفرج&#8221;</p>
<p>*در خانه بمانیم و استفاده کنیم*</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/در-خانه-ماندن-فرصتی-است-مناسب-از-دستش-ندهیم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/در-خانه-ماندن-فرصتی-است-مناسب-از-دستش-ندهیم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113214</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ داروی امام کاظم (ع)</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ-داروی-امام-کاظم-ع</link>
			<pubDate>05:47:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113213@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;ﻣﺼﻄﮑﯽ&lt;br /&gt;ﻫﻠﯿﻠﻪ سیاه&lt;br /&gt;ﺷﮑﺮﺳﺮﺥ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه به مقدار مساوی آسیاب شوند به طوری که کمی زبر بماند و خیلی نرم نشود&lt;br /&gt;نحوه مصرف داروی امام کاظم علیه۷ السلام&lt;br /&gt;برای پیشگیری ﻫﺮ ۱۰ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﻣﺮﺑﺎﺧﻮﺭﯼ ﻧﺎﺷﺘﺎ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این داروی امام کاظم در زمستان است، و باید دوساعت قبل و دو ساعت بعد از آن چیزی خورده نشود، حتی آب.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در افرادی که مبتلا به بیماری هستند مثلا به سرماخوردگی مبتلا هستند و در حین بیماری هستند سه روز پشت سر هم شب قبل از خواب یک قاشق چای خوری، و بعد از آن هر سه روز یک بار تا بهبودی کامل.داروی تابستانه امام کاظم ع&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دارو تابستانه همان است. فقط بجای مصطکی، از رازیانه استفاده می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ-داروی-امام-کاظم-ع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ﻣﺼﻄﮑﯽ<br />ﻫﻠﯿﻠﻪ سیاه<br />ﺷﮑﺮﺳﺮﺥ</p>
<p>همه به مقدار مساوی آسیاب شوند به طوری که کمی زبر بماند و خیلی نرم نشود<br />نحوه مصرف داروی امام کاظم علیه۷ السلام<br />برای پیشگیری ﻫﺮ ۱۰ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﻣﺮﺑﺎﺧﻮﺭﯼ ﻧﺎﺷﺘﺎ</p>
<p>این داروی امام کاظم در زمستان است، و باید دوساعت قبل و دو ساعت بعد از آن چیزی خورده نشود، حتی آب.</p>
<p>در افرادی که مبتلا به بیماری هستند مثلا به سرماخوردگی مبتلا هستند و در حین بیماری هستند سه روز پشت سر هم شب قبل از خواب یک قاشق چای خوری، و بعد از آن هر سه روز یک بار تا بهبودی کامل.داروی تابستانه امام کاظم ع</p>
<p>دارو تابستانه همان است. فقط بجای مصطکی، از رازیانه استفاده می‌شود.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ-داروی-امام-کاظم-ع">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ-داروی-امام-کاظم-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113213</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سرانجام انتظار</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/سرانجام-انتظار</link>
			<pubDate>05:35:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113212@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور&lt;br /&gt;کلبه ى احزان شود روزى گلستان، غم مخور&lt;br /&gt;سرانجام، دوران انتظار و نهان بودن آخرین منجى، به سر مى‌رسد و به زودى، سپیدى صبح بر سیاهى شب چیره خواهد شد؛ (ألیس الصّبح بقریب). آن زمان دور نیست؛ (إنّهم یرونه بعیداً و نراه قریباً)  و این انسان است که با انتخاب خود و فراهم آوردن زمینه ى ظهور، مى‌تواند بر پا بماند و خود را با این حرکت منظّم هستى، هماهنگ کند و در این فرجام نیک آفرینش، سهیم باشد و به رستگارى برسد، و نیز مى‌تواند حرکتى نکند و وظیفه ى خود را به نهایت نرساند. آن وقت، ظلمِ فراگیر، زمینه ساز قسط و عدل مى‌شود و سیاهى، زمینه ساز نور مى‌شود و در دل تاریکى ها، چراغ‌ها افروخته مى‌شود. اکنون شایسته است به دو نکته توجه کنیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱٫ پیروزى حتمى سپیدى بر سیاهى&lt;br /&gt;این درس قرآن است: (جاء الحقّ و زهق الباطل)  اگر حق را بیاورى، باطل مى‌رود، امّا اگر حرکتى نشد، باطل به میدان مى‌آید و با این وجود، باز باطل نابود شدنى است. باطل، زمینه‌هاى فساد و نابودى را در نهان خود دارد. زیرا کسى که خلاف قانون‌ها و سنّت‌هاى حاکم بر هستى مى‌رود، ناچار در معرض زوال است. خوب است به جملات زیر توجه کنیم:&lt;br /&gt;«چه قدر امروز به سپیده ى فردا نزدیک است،»&lt;br /&gt;مردم، در واپسین حرکت تاریخ و آخرالزمان، گران مردى از فرزندان من، ظهور خواهد کرد. هنگامى که پرچمش به اهتزاز در آید، شرق و غرب جهان را روشن مى‌سازد. با ظهور او، موجى از شادى و نور، عالم گستر مى‌گردد.&lt;br /&gt;این جملات امید بخش، از زبان مهربانى در تاریخ ثبت شده که رنج نسل‌ها را از گذشته‌هاى دور دیده، براى آن برنامه ریخته، در نگاه و عمل، همه ى آن‌ها را منظور داشته است. آن، نگاه مهربان على(علیه السلام) است که چنین زیبا، پایان تاریخ را به تصویر مى‌کشد. سرچشمه ى عشق على(علیه السلام) محبت خالق هستى است. در روایت دیگرى آمده است: «اگر کسانى که از درگاه الاهى روى گردانده اند، اشتیاق خداوند به آنان مى‌دانستند چگونه است، از شدّت شوق، قالب تهى مى‌کردند و جان مى‌باختند.»&lt;br /&gt;بنابراین، محبتِ همراه حکمت حق، حاکمیّتِ عدالت را به زمین بر مى‌گرداند و این، یک ضرورت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲٫ نقش دعا در تعجیل فرج&lt;br /&gt;ما، شبى دست بر آریم و دعایى بکنیم         غم هجران تو را چاره زجایى بکنیم&lt;br /&gt;سایه ى طائرِ کم حوصله، کارى نکند        طلب از سایه ى میمون هُمایى بکنیم&lt;br /&gt;محبّت و حکمت و عزّت که تجلّیّاتى از جلوه‌هاى الله است، زمان ظهور را تعیین مى‌کند. از طرف معصومان(علیهم السلام)، زمانى براى ظهور تعیین نشده است. تنها آمادگى و زمینه سازى سریع تر، همراه دعا و التجا به درگاه خدا، لحظه ى ظهور را نزدیک مى‌کند. حضرت صاحب الامر(علیه السلام) در توقیعى که خطاب به اسحاق بن یعقوب صادر شده، مى‌فرماید: وأکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج؛ فإنّ ذلک فرجکم.&lt;br /&gt;امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیز دعا براى تعجیل فرج را شرط رهایى از فتنه‌هاى دوران غیبت دانسته، مى‌فرماید:&lt;br /&gt;به خدا سوگند! غیبتى خواهد داشت که در آن، تنها کسانى از هلاکت نجات مى‌یابند که خداوند او را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته، در دعا براى تعجیل فرجش، موفّق کرده است.&lt;br /&gt;دعا براى تعجیل فرج، از چنان اهمیّتى برخوردار است که امام صادق(علیه السلام)مى فرماید:&lt;br /&gt;هر کس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: خداوندا، بر محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان شتاب کن، نمیرد تا قائم را دریابد.&lt;br /&gt;بنابراین، شیعه ى منتظر، باید در طول شبانه روز، اوقات نماز و همه ى ایّامى که در آن‌ها به دعا سفارش شده، دعا براى تعجیل فرج را یک تکلیف و وظیفه ى مهمِّ عصرِ غیبت بداند و آن را فراموش نکند. دعا براى تعجیل فرج، دعاى همیشگى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار(علیهم السلام) و ملائکه ى آسمان‌ها بوده و هست.&lt;br /&gt;به هر تقدیر، کسانى که خواستار دیدن عصاره ى خلقتند،  طالب حضور بهترین آفریده ى خدایند را، به دعا براى تعجیل فرجش روى مى‌آورند. چون، تأثیر دعا در نزدیک شدن فرج را باور کرده‌اند.&lt;br /&gt;در میان بنى اسرائیل، دعا سبب شد تا حضرت موسى(علیه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعیین شده، براى نجات بنى اسرائیل برانگیخته شود؛  که در این امّت، خود امام موعود(عج) هم اصرار بر ظهور دارند و در چیدن پایه‌هاى آن، مخفیانه مى‌کوشند.&lt;br /&gt;آرى، سرانجام، انتظار، پایان مى‌پذیرد و سپیدى بر سیاهى پیروز مى‌گردد.&lt;br /&gt;به امید آن روز.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع :mahdi313.com&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/سرانجام-انتظار&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور<br />کلبه ى احزان شود روزى گلستان، غم مخور<br />سرانجام، دوران انتظار و نهان بودن آخرین منجى، به سر مى‌رسد و به زودى، سپیدى صبح بر سیاهى شب چیره خواهد شد؛ (ألیس الصّبح بقریب). آن زمان دور نیست؛ (إنّهم یرونه بعیداً و نراه قریباً)  و این انسان است که با انتخاب خود و فراهم آوردن زمینه ى ظهور، مى‌تواند بر پا بماند و خود را با این حرکت منظّم هستى، هماهنگ کند و در این فرجام نیک آفرینش، سهیم باشد و به رستگارى برسد، و نیز مى‌تواند حرکتى نکند و وظیفه ى خود را به نهایت نرساند. آن وقت، ظلمِ فراگیر، زمینه ساز قسط و عدل مى‌شود و سیاهى، زمینه ساز نور مى‌شود و در دل تاریکى ها، چراغ‌ها افروخته مى‌شود. اکنون شایسته است به دو نکته توجه کنیم:</p>
<p>۱٫ پیروزى حتمى سپیدى بر سیاهى<br />این درس قرآن است: (جاء الحقّ و زهق الباطل)  اگر حق را بیاورى، باطل مى‌رود، امّا اگر حرکتى نشد، باطل به میدان مى‌آید و با این وجود، باز باطل نابود شدنى است. باطل، زمینه‌هاى فساد و نابودى را در نهان خود دارد. زیرا کسى که خلاف قانون‌ها و سنّت‌هاى حاکم بر هستى مى‌رود، ناچار در معرض زوال است. خوب است به جملات زیر توجه کنیم:<br />«چه قدر امروز به سپیده ى فردا نزدیک است،»<br />مردم، در واپسین حرکت تاریخ و آخرالزمان، گران مردى از فرزندان من، ظهور خواهد کرد. هنگامى که پرچمش به اهتزاز در آید، شرق و غرب جهان را روشن مى‌سازد. با ظهور او، موجى از شادى و نور، عالم گستر مى‌گردد.<br />این جملات امید بخش، از زبان مهربانى در تاریخ ثبت شده که رنج نسل‌ها را از گذشته‌هاى دور دیده، براى آن برنامه ریخته، در نگاه و عمل، همه ى آن‌ها را منظور داشته است. آن، نگاه مهربان على(علیه السلام) است که چنین زیبا، پایان تاریخ را به تصویر مى‌کشد. سرچشمه ى عشق على(علیه السلام) محبت خالق هستى است. در روایت دیگرى آمده است: «اگر کسانى که از درگاه الاهى روى گردانده اند، اشتیاق خداوند به آنان مى‌دانستند چگونه است، از شدّت شوق، قالب تهى مى‌کردند و جان مى‌باختند.»<br />بنابراین، محبتِ همراه حکمت حق، حاکمیّتِ عدالت را به زمین بر مى‌گرداند و این، یک ضرورت است.</p>
<p>۲٫ نقش دعا در تعجیل فرج<br />ما، شبى دست بر آریم و دعایى بکنیم         غم هجران تو را چاره زجایى بکنیم<br />سایه ى طائرِ کم حوصله، کارى نکند        طلب از سایه ى میمون هُمایى بکنیم<br />محبّت و حکمت و عزّت که تجلّیّاتى از جلوه‌هاى الله است، زمان ظهور را تعیین مى‌کند. از طرف معصومان(علیهم السلام)، زمانى براى ظهور تعیین نشده است. تنها آمادگى و زمینه سازى سریع تر، همراه دعا و التجا به درگاه خدا، لحظه ى ظهور را نزدیک مى‌کند. حضرت صاحب الامر(علیه السلام) در توقیعى که خطاب به اسحاق بن یعقوب صادر شده، مى‌فرماید: وأکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج؛ فإنّ ذلک فرجکم.<br />امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیز دعا براى تعجیل فرج را شرط رهایى از فتنه‌هاى دوران غیبت دانسته، مى‌فرماید:<br />به خدا سوگند! غیبتى خواهد داشت که در آن، تنها کسانى از هلاکت نجات مى‌یابند که خداوند او را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته، در دعا براى تعجیل فرجش، موفّق کرده است.<br />دعا براى تعجیل فرج، از چنان اهمیّتى برخوردار است که امام صادق(علیه السلام)مى فرماید:<br />هر کس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: خداوندا، بر محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان شتاب کن، نمیرد تا قائم را دریابد.<br />بنابراین، شیعه ى منتظر، باید در طول شبانه روز، اوقات نماز و همه ى ایّامى که در آن‌ها به دعا سفارش شده، دعا براى تعجیل فرج را یک تکلیف و وظیفه ى مهمِّ عصرِ غیبت بداند و آن را فراموش نکند. دعا براى تعجیل فرج، دعاى همیشگى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه ى اطهار(علیهم السلام) و ملائکه ى آسمان‌ها بوده و هست.<br />به هر تقدیر، کسانى که خواستار دیدن عصاره ى خلقتند،  طالب حضور بهترین آفریده ى خدایند را، به دعا براى تعجیل فرجش روى مى‌آورند. چون، تأثیر دعا در نزدیک شدن فرج را باور کرده‌اند.<br />در میان بنى اسرائیل، دعا سبب شد تا حضرت موسى(علیه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعیین شده، براى نجات بنى اسرائیل برانگیخته شود؛  که در این امّت، خود امام موعود(عج) هم اصرار بر ظهور دارند و در چیدن پایه‌هاى آن، مخفیانه مى‌کوشند.<br />آرى، سرانجام، انتظار، پایان مى‌پذیرد و سپیدى بر سیاهى پیروز مى‌گردد.<br />به امید آن روز.</p>
<p> </p>
<p>منبع :mahdi313.com</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/سرانجام-انتظار">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/سرانجام-انتظار#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113212</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دستور به خواندن قرآن از روی آن</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/دستور-به-خواندن-قرآن-از-روی-آن</link>
			<pubDate>05:28:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113211@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/eshghatash/quick-uploads/download-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;226&quot; height=&quot;226&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت صادق علیه السلام فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;« من قرا قرآن فی المصحف متع ببصره و خفف عن والدیه و ان کانا کافرین»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هرکه قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد ، اگرچه آن دو کافر باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و نیز فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;« ثلاثه یشکون الی الله عز و جل: مسجد خراب لا یصلی فیه اهله و عالم بین جهال و مصحف معلق قد وقع علیه الغبار لا یقرا فیه. »&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سه چیز است که بدرگاه خدای عزوجل شکایت کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و دانشمند و عالمی که میان نادان ها و جهال باشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و قرآنی که گرد بر آن نشسته و کسی ان را نخواند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسحاق بن عمار گوید: بحضرت صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم من قرآن را حفظ دارم . آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرمود: « بل اقراه و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النظر فی المصحف عباده؟ »&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بلکه آن را بخوان و نگاه به قرآن کن که بهتر است. آیا ندانسته ای که نگاه کردن در قرآن عبادت است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصول کافی / ج۲ /  « کتاب فضل القرآن » « باب قرآه القرآن فی المصحف» احادیث ۱ ،۳، ۵&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/دستور-به-خواندن-قرآن-از-روی-آن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/eshghatash/quick-uploads/download-1.jpg" alt="" width="226" height="226" /></p>
<p>حضرت صادق علیه السلام فرمودند:</p>
<p> </p>
<p>« من قرا قرآن فی المصحف متع ببصره و خفف عن والدیه و ان کانا کافرین»</p>
<p> </p>
<p>هرکه قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد ، اگرچه آن دو کافر باشند.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>و نیز فرمودند:</p>
<p> </p>
<p>« ثلاثه یشکون الی الله عز و جل: مسجد خراب لا یصلی فیه اهله و عالم بین جهال و مصحف معلق قد وقع علیه الغبار لا یقرا فیه. »</p>
<p> </p>
<p>سه چیز است که بدرگاه خدای عزوجل شکایت کند:</p>
<p> </p>
<p>مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند</p>
<p>و دانشمند و عالمی که میان نادان ها و جهال باشد</p>
<p>و قرآنی که گرد بر آن نشسته و کسی ان را نخواند.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>اسحاق بن عمار گوید: بحضرت صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم من قرآن را حفظ دارم . آن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی قرآن؟</p>
<p> </p>
<p>فرمود: « بل اقراه و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النظر فی المصحف عباده؟ »</p>
<p> </p>
<p>بلکه آن را بخوان و نگاه به قرآن کن که بهتر است. آیا ندانسته ای که نگاه کردن در قرآن عبادت است؟</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p>اصول کافی / ج۲ /  « کتاب فضل القرآن » « باب قرآه القرآن فی المصحف» احادیث ۱ ،۳، ۵</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/دستور-به-خواندن-قرآن-از-روی-آن">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/دستور-به-خواندن-قرآن-از-روی-آن#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113211</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بعثت رسول اکرم (ص)</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/بعثت-رسول-اکرم-ص</link>
			<pubDate>05:23:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113210@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بعثت رسول اکرم (ص)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  سالهای طولانی بود که مردم جهان به خصوص مردم جزیره العرب از نور مستقیم خورشید نبوت دور گشته و در تاریکی جهل و خرافات غوطه‌ می‌خوردند، از گردابی بیرون آمده، در گردابی دیگر فرو می‌رفتند. با آلودگی به اشرافیت، غارتگری، قساوت، تعصبات نژادی، قبیله‌ای، مادیگری و بت پرستی فضایل اخلاقی پایمال و رذایل اصول زندگی گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوران بعثت در کلام امیرالمؤمنین (ع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«خداوند پیامبر اسلام (ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنه‌ها گرفتار شده و رشته‌های دین پاره شده بود… چراغ هدایت بی‌نور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت می‌شد و شیطان یاری می‌گردید… با دست مردم جاهل، نشانه‌های شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنه‌ها، مردم را لگدمال کرده و یا سم‌های محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی‌خبر و فریب‌خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می‌کردند. خواب آنها بیداری و سرمۀ چشم آنها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.»[۱]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعثت رسول اکرم (ص) و اهمیت آن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  در این هنگام که بشریت در کویر خشک رذایل گرفتار بود؛ مردی در دل کوههای مکه، خدا را عبادت می‌کرد. در کنار بتها و ظلمها زندگی کرد ولی هیچ‌گاه بت را سجده نکرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به فرمودۀ امام حسن عسکری (ع):« چون چهل سال از عمر ایشان گذشت؛ حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشع‌تر و مطیع‌تر و بزرگتر از همه دلها یافت. پس به دیده آن حضرت نور دیگر داد و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین آمدند و آن حضرت نظر می‌کرد و ایشان را می‌دید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: یا محمد بخوان، فرمود: چه بخوانم، گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«اقرء باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق»[۲] [۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  بنابراین لطف الهی شامل جهانیان گردید و پیامبر خاتم (ص) به رسالت مبعوث گشت و خداوند او را چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت و مایه سربلندی و عزت و شرافت یارانش قرار داد. اگر روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه بسیار مهم بود و به همین جهت به پیشنهاد حضرت علی (ع) آغاز تاریخ مسلمانان گردید؛ اهمیت آن بدین جهت می‌باشد که هجرت زمینه‌ساز تحقق اهداف و آرمانهای بعثت به شمار می‌رفت و در واقع روز بعثت «روز تولد شخصیت والای پیامبر اکرم (ص)» است. پیامبری که اشرف مخلوقات است و سید اوصیاء پیامبری که خداوند میثاق او را از تمام عوالم هستی، حتی ابناء الهی گرفت؛ «مأخوذاٌ علی النبیین میثاقه»[۴] پیامبری که محور پرستش در کل عالم تکوین است. پیامبری که خداوند فرمود:«لولاک لما خلقت الافلاک» او که نسبت به مؤمنین مظهر رحمت است و رأفت؛ « بالمؤمنین رؤوف رحیم»[۵] و برای جهانیان رسول رحمت؛ «و ما ارسلناک إلا رحمه للعالمین».[۶]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;   او که پیشوای پرهیزکاران و وسیله بینایی هدایت خواهان است. چراغی با نور درخشان، ستاره‌ای فروزان و شعله‌ای با برق‌های خیره‌کننده و تابان است. راه و رسم او با اعتدال، روش زندگی او صحیح و پایدار، سخنانش روشنگر حق و باطل و حکم او عادلانه است.[۷]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اهداف بعثت از دیدگاه قرآن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  در قرآن کریم برای بعثت انبیاء و در رأس آنان رسول اکرم (ص) به اهدافی اشاره شده است که به ذکر چند نمونه آن اکتفا می‌کنیم:[۸]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-   اتمام حجت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«رسلآٌ مبشرین و منذرین لئلا یکونَ للناس علی الله حجه بعد الرسل»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند.» (نساء‌/ ۱۶۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲-   قیام به عدالت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;         و المیزان لیقوم الناس بالقسط»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم و به آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.» (حدید/ ۲۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳-   هدایت و رهایی از ظلمت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«الر- کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«این کتابی است که بر تو ای پیامبر (ص) نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی درآوری.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۴-   آموزش کتاب و حکمت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«هوالذی بعث فی الامیین رسولاٌ منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«خداوند کسی است که در میان جمعیت درس ناخوانده، رسولی را از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند وبه آنها کتاب و حکمت می‌‌‌آموزد.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۵-   تهذیب و پاکسازی: که آیه قبل به این هدف نیز اشاره دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۶-   آزادی و آزادگی و رهایی از جهل و نادانی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«الذین یتبعون الرسول النبی… و یضع عنهم اِصْرَهُم و الاغلال التی کانت علیهم»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«کسانی که  از فرستادۀ خدا پیامبر (ص) پیروی می‌کنند… پیامبری که بارهای سنگین و زنجیرهایی که بر آنها بود را برمی‌دارد که منظور از زنجیر در اینجا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت پرستی و خرافات، بی‌عدالتی‌ها و قوانین نادرست.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷-   آزادی انسان‌ها از زیر یوغ طاغوت و دعوت به سوی خدای یکتا:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«ولقد بعثنا فی کلِ امه رسولاٌ أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنانچه که امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«فبالغ (ص) فی النصیحه، ومَضی علی الطریقَهِ، وَدَعا الی الحکمه و الموعظه الحسنه»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; «پیامبر در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست هدایت نمود و از راه حکمت و موعظۀ نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود».[۹]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدف بعثت در کلام نورانی رسول اکرم (ص)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  آنچه در بیان هدف بعثت در کلام حضرت رسول اکرم (ص)، محمّد مصطفی (ص) تجلی نموده است؛ تکمیل و ارتقاء ارزش اخلاقی است. چرا که فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                    «إنّما بُعِثْتُ لِأُتِمَمَ مکارمَ الاخلاقِ»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  رسول اکرم (ص) جامعه جاهلی آن زمان را به جامعه‌ای پرفروغ تبدیل نمود و با سلاح اخلاق که برنده‌تر از شمشیر بود؛ چنان تحولی در آن جامعه پدید آورد که حیرت جهانیان را برانگیخت و این رسالت فقط مخصوص اوست که اشرف مخلوقات است؛ چرا که خداوند می‌فرماید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«إنکَ لعلی خلق عظیم»[۱۰]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  و بر همین اساس، خدای رحمان او را بهترین الگو و اسوه قلمداد می‌کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«لَقَدْ کان فی رسولِ اللهِ اسوه حسنه»[۱۱]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  او کسی است که در عبودیت به کمال مطلق رسیده و برترین مخلوقات گشته و همتایی ندارد. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«حضرت محمد بنده و فرستادۀ بزگریده و انتخاب شده اوست که در فضل و برتری، همتا ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد..»[۱۲]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  او عبد مطلق خدا و سرچشمه فضایل اخلاقی است؛ لذا خداوند عزوجل تمام جنود نورانی و صفات و اخلاق حمیده را به عبد مطلق خود عطا و از قوای امدادی برای گسترش بندگی در عالم مقرر فرموده است. اگر غایت خلقت پرستش است، «ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون» ای لیعرفون؛ اگر برای معرفت خلق شده‌ایم، «بِنا عُرِفَ الله و بنا عبدالله» که در رأس معصومین وجود مقدس نبی اکرم (ص) قرار دارد. در واقع اخلاق حمیده ابزار پرستش الهی می‌باشد که در اختیار رسول اکرم است و راه رسیدن به آن تولی تام به ولایت نبی اکرم (ص) است و از طریق همین تولی است که نور اخلاق حمیده که از فروع ولایت ایشان است در ما تجلی می‌کند و شرط اساسی آن نیز، تولی به ولایت امام المتقین، علی بن ابیطالب (ع) است چرا که حضرت رسول فرمود: «أنا مدینه العلم و علیُ بابها» و نیز خداوند در یوم غدیر فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«الیوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم و أتْمَمْتُ علیکُم نعمتی…»[۱۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  و نکته مهم این است که رسالت حضرت، رسالتی است تاریخی. اوست که محور تهذیب در کل تاریخ است. اوست که پیام‌آور اخلاق در کل تاریخ است و پایان تاریخ چیزی نیست، جز همان مدینه عدل نبوی. مدینه‌ای که در آن ریشۀ رذایل خشک گردیده و اخلاق کریمه جهانی می‌گردد چرا که برایند تاریخ رو به تکامل است چون تحت مشیت الهی است لذا سیر نزولی را برنمی‌تابد و در نهایت جامعه واحد جهانی بر محور نبی اکرم شکل گرفته و همگان بطور هماهنگ، خداوند را پرستش کرده و متخلق به اخلاق حمیده می‌گردند و در پاسخ به سؤال «لمن الملک» در گسترۀ زمین از چهارگوشۀ عالم گفته می‌شود: «لله الواحد القهار» به برکت ظهور حضرت بقیه ا…الاعظم. ان شاء ا….&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  نویسنده: محمد مظاهری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;[۱] .  نهج البلاغه- خطبه ۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۲] . سوره علق – آیات ۱و ۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۳] . قمی، شیخ عباس؛ منتهی الآمال، مؤسسه انتشارات هجرت، قم، تابستان ۱۳۸۲، چاپ پانزدهم، ج ۱، ص ۱۰۳&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۴] . نهج البلاغه- خطبه ۱&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۵] . سوره توبه- آیه ۱۲۸&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۶] . سوره انبیاء – آیه ۱۰۷&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۷] . نهج البلاغه – خطبه ۹۴&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۸] . محمدی اشتهاروی، محمد؛ مقاله بعثت یا طلوع خورشید، نرم افزار پیامبر اعظم در اینترنت، مرکز تحقیقات کامپیوتر علوم اسلامی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۹] . نهج البلاغه – خطبه ۹۵&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱۰] . قم- آیه ۴&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱۱] . احزاب – آیه ۲۱&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱۲] . نهج البلاغه – خطبه ۱۵۱&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱۳] . مائده – آیه ۳&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/بعثت-رسول-اکرم-ص&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعثت رسول اکرم (ص)</p>
<p>  سالهای طولانی بود که مردم جهان به خصوص مردم جزیره العرب از نور مستقیم خورشید نبوت دور گشته و در تاریکی جهل و خرافات غوطه‌ می‌خوردند، از گردابی بیرون آمده، در گردابی دیگر فرو می‌رفتند. با آلودگی به اشرافیت، غارتگری، قساوت، تعصبات نژادی، قبیله‌ای، مادیگری و بت پرستی فضایل اخلاقی پایمال و رذایل اصول زندگی گشت.</p>
<p>دوران بعثت در کلام امیرالمؤمنین (ع)</p>
<p>امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند:</p>
<p>«خداوند پیامبر اسلام (ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنه‌ها گرفتار شده و رشته‌های دین پاره شده بود… چراغ هدایت بی‌نور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت می‌شد و شیطان یاری می‌گردید… با دست مردم جاهل، نشانه‌های شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنه‌ها، مردم را لگدمال کرده و یا سم‌های محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی‌خبر و فریب‌خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می‌کردند. خواب آنها بیداری و سرمۀ چشم آنها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.»[۱]</p>
<p> </p>
<p>بعثت رسول اکرم (ص) و اهمیت آن</p>
<p>  در این هنگام که بشریت در کویر خشک رذایل گرفتار بود؛ مردی در دل کوههای مکه، خدا را عبادت می‌کرد. در کنار بتها و ظلمها زندگی کرد ولی هیچ‌گاه بت را سجده نکرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به فرمودۀ امام حسن عسکری (ع):« چون چهل سال از عمر ایشان گذشت؛ حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشع‌تر و مطیع‌تر و بزرگتر از همه دلها یافت. پس به دیده آن حضرت نور دیگر داد و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین آمدند و آن حضرت نظر می‌کرد و ایشان را می‌دید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: یا محمد بخوان، فرمود: چه بخوانم، گفت:</p>
<p>«اقرء باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق»[۲] [۳]</p>
<p>  بنابراین لطف الهی شامل جهانیان گردید و پیامبر خاتم (ص) به رسالت مبعوث گشت و خداوند او را چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت و مایه سربلندی و عزت و شرافت یارانش قرار داد. اگر روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه بسیار مهم بود و به همین جهت به پیشنهاد حضرت علی (ع) آغاز تاریخ مسلمانان گردید؛ اهمیت آن بدین جهت می‌باشد که هجرت زمینه‌ساز تحقق اهداف و آرمانهای بعثت به شمار می‌رفت و در واقع روز بعثت «روز تولد شخصیت والای پیامبر اکرم (ص)» است. پیامبری که اشرف مخلوقات است و سید اوصیاء پیامبری که خداوند میثاق او را از تمام عوالم هستی، حتی ابناء الهی گرفت؛ «مأخوذاٌ علی النبیین میثاقه»[۴] پیامبری که محور پرستش در کل عالم تکوین است. پیامبری که خداوند فرمود:«لولاک لما خلقت الافلاک» او که نسبت به مؤمنین مظهر رحمت است و رأفت؛ « بالمؤمنین رؤوف رحیم»[۵] و برای جهانیان رسول رحمت؛ «و ما ارسلناک إلا رحمه للعالمین».[۶]</p>
<p>   او که پیشوای پرهیزکاران و وسیله بینایی هدایت خواهان است. چراغی با نور درخشان، ستاره‌ای فروزان و شعله‌ای با برق‌های خیره‌کننده و تابان است. راه و رسم او با اعتدال، روش زندگی او صحیح و پایدار، سخنانش روشنگر حق و باطل و حکم او عادلانه است.[۷]</p>
<p>اهداف بعثت از دیدگاه قرآن</p>
<p>  در قرآن کریم برای بعثت انبیاء و در رأس آنان رسول اکرم (ص) به اهدافی اشاره شده است که به ذکر چند نمونه آن اکتفا می‌کنیم:[۸]</p>
<p>۱-   اتمام حجت:</p>
<p>«رسلآٌ مبشرین و منذرین لئلا یکونَ للناس علی الله حجه بعد الرسل»</p>
<p>«پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند.» (نساء‌/ ۱۶۵)</p>
<p>۲-   قیام به عدالت:</p>
<p>«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب</p>
<p>         و المیزان لیقوم الناس بالقسط»</p>
<p>«ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم و به آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.» (حدید/ ۲۵)</p>
<p>۳-   هدایت و رهایی از ظلمت:</p>
<p>«الر- کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور»</p>
<p>«این کتابی است که بر تو ای پیامبر (ص) نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی درآوری.»</p>
<p>۴-   آموزش کتاب و حکمت:</p>
<p>«هوالذی بعث فی الامیین رسولاٌ منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه»</p>
<p>«خداوند کسی است که در میان جمعیت درس ناخوانده، رسولی را از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند وبه آنها کتاب و حکمت می‌‌‌آموزد.»</p>
<p>۵-   تهذیب و پاکسازی: که آیه قبل به این هدف نیز اشاره دارد.</p>
<p>۶-   آزادی و آزادگی و رهایی از جهل و نادانی:</p>
<p>«الذین یتبعون الرسول النبی… و یضع عنهم اِصْرَهُم و الاغلال التی کانت علیهم»</p>
<p>«کسانی که  از فرستادۀ خدا پیامبر (ص) پیروی می‌کنند… پیامبری که بارهای سنگین و زنجیرهایی که بر آنها بود را برمی‌دارد که منظور از زنجیر در اینجا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت پرستی و خرافات، بی‌عدالتی‌ها و قوانین نادرست.»</p>
<p>۷-   آزادی انسان‌ها از زیر یوغ طاغوت و دعوت به سوی خدای یکتا:</p>
<p>«ولقد بعثنا فی کلِ امه رسولاٌ أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»</p>
<p>«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»</p>
<p>چنانچه که امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:</p>
<p>«فبالغ (ص) فی النصیحه، ومَضی علی الطریقَهِ، وَدَعا الی الحکمه و الموعظه الحسنه»</p>
<p> «پیامبر در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست هدایت نمود و از راه حکمت و موعظۀ نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود».[۹]</p>
<p>هدف بعثت در کلام نورانی رسول اکرم (ص)</p>
<p>  آنچه در بیان هدف بعثت در کلام حضرت رسول اکرم (ص)، محمّد مصطفی (ص) تجلی نموده است؛ تکمیل و ارتقاء ارزش اخلاقی است. چرا که فرمودند:</p>
<p>                    «إنّما بُعِثْتُ لِأُتِمَمَ مکارمَ الاخلاقِ»</p>
<p>  رسول اکرم (ص) جامعه جاهلی آن زمان را به جامعه‌ای پرفروغ تبدیل نمود و با سلاح اخلاق که برنده‌تر از شمشیر بود؛ چنان تحولی در آن جامعه پدید آورد که حیرت جهانیان را برانگیخت و این رسالت فقط مخصوص اوست که اشرف مخلوقات است؛ چرا که خداوند می‌فرماید:</p>
<p>«إنکَ لعلی خلق عظیم»[۱۰]</p>
<p>  و بر همین اساس، خدای رحمان او را بهترین الگو و اسوه قلمداد می‌کند:</p>
<p>«لَقَدْ کان فی رسولِ اللهِ اسوه حسنه»[۱۱]</p>
<p>  او کسی است که در عبودیت به کمال مطلق رسیده و برترین مخلوقات گشته و همتایی ندارد. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:</p>
<p>«حضرت محمد بنده و فرستادۀ بزگریده و انتخاب شده اوست که در فضل و برتری، همتا ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد..»[۱۲]</p>
<p>  او عبد مطلق خدا و سرچشمه فضایل اخلاقی است؛ لذا خداوند عزوجل تمام جنود نورانی و صفات و اخلاق حمیده را به عبد مطلق خود عطا و از قوای امدادی برای گسترش بندگی در عالم مقرر فرموده است. اگر غایت خلقت پرستش است، «ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون» ای لیعرفون؛ اگر برای معرفت خلق شده‌ایم، «بِنا عُرِفَ الله و بنا عبدالله» که در رأس معصومین وجود مقدس نبی اکرم (ص) قرار دارد. در واقع اخلاق حمیده ابزار پرستش الهی می‌باشد که در اختیار رسول اکرم است و راه رسیدن به آن تولی تام به ولایت نبی اکرم (ص) است و از طریق همین تولی است که نور اخلاق حمیده که از فروع ولایت ایشان است در ما تجلی می‌کند و شرط اساسی آن نیز، تولی به ولایت امام المتقین، علی بن ابیطالب (ع) است چرا که حضرت رسول فرمود: «أنا مدینه العلم و علیُ بابها» و نیز خداوند در یوم غدیر فرمودند:</p>
<p>«الیوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم و أتْمَمْتُ علیکُم نعمتی…»[۱۳]</p>
<p>  و نکته مهم این است که رسالت حضرت، رسالتی است تاریخی. اوست که محور تهذیب در کل تاریخ است. اوست که پیام‌آور اخلاق در کل تاریخ است و پایان تاریخ چیزی نیست، جز همان مدینه عدل نبوی. مدینه‌ای که در آن ریشۀ رذایل خشک گردیده و اخلاق کریمه جهانی می‌گردد چرا که برایند تاریخ رو به تکامل است چون تحت مشیت الهی است لذا سیر نزولی را برنمی‌تابد و در نهایت جامعه واحد جهانی بر محور نبی اکرم شکل گرفته و همگان بطور هماهنگ، خداوند را پرستش کرده و متخلق به اخلاق حمیده می‌گردند و در پاسخ به سؤال «لمن الملک» در گسترۀ زمین از چهارگوشۀ عالم گفته می‌شود: «لله الواحد القهار» به برکت ظهور حضرت بقیه ا…الاعظم. ان شاء ا….</p>
<p>  نویسنده: محمد مظاهری</p>
<p><br />[۱] .  نهج البلاغه- خطبه ۲</p>
<p>[۲] . سوره علق – آیات ۱و ۲</p>
<p>[۳] . قمی، شیخ عباس؛ منتهی الآمال، مؤسسه انتشارات هجرت، قم، تابستان ۱۳۸۲، چاپ پانزدهم، ج ۱، ص ۱۰۳</p>
<p>[۴] . نهج البلاغه- خطبه ۱</p>
<p>[۵] . سوره توبه- آیه ۱۲۸</p>
<p>[۶] . سوره انبیاء – آیه ۱۰۷</p>
<p>[۷] . نهج البلاغه – خطبه ۹۴</p>
<p>[۸] . محمدی اشتهاروی، محمد؛ مقاله بعثت یا طلوع خورشید، نرم افزار پیامبر اعظم در اینترنت، مرکز تحقیقات کامپیوتر علوم اسلامی</p>
<p>[۹] . نهج البلاغه – خطبه ۹۵</p>
<p>[۱۰] . قم- آیه ۴</p>
<p>[۱۱] . احزاب – آیه ۲۱</p>
<p>[۱۲] . نهج البلاغه – خطبه ۱۵۱</p>
<p>[۱۳] . مائده – آیه ۳</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/بعثت-رسول-اکرم-ص">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/بعثت-رسول-اکرم-ص#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113210</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عدم تناسب جرم و کیفر ، عذاب در آخرت ابوالفضل</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/عدم-تناسب-جرم-و-کیفر-عذاب-در-آخرت-ابوالفضل</link>
			<pubDate>05:16:00 +0330 یکشنبه، 2 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1113209@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;عذاب در اخرت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در احادیث و قران از عذاب های دردناک و چندهزار ساله صحبت شده. آیا این درست است که فردی با انجام چند یا چندین گناه در زندگی چند ساله اش که با سالهای اخروی اصلا قابل قیاس نیست, چند هزار سال با عذاب های آنچنانی مجازات شود. پس عدل و مهربانی خدا چه میشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمی توان در خصوص کم و کیف برخورد با بندگان در قیامت تعیین تکلیف نمود و گفت که عذاب این گناه چند هزار سال خواهد بود یا چند ثانیه ؛ اما برخی از گناهان به ظاهر کوچک عذاب های سخت و طاقت فرسایی را به دنبال دارند .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در مورد تناسب گناهان با «عذاب اخروی» کیفر سه گونه است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱- مجازات قراردادی، همان کیفرها و مقرّرات جزیی است که در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع می‏کنند، مثل حدّ شرابخوار، دزد، قاتل و… .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این گونه مجازات همه گفته‏اند باید بین جرم و کیفر تناسب وجود داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چنان که در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده است . بین مجازات زناکاری که زن دارد و کسی که زن ندارد ، تفاوت وجود دارد. بین کسی که بار اول دزدی کرده یا چیزی را خارج از صندوق و انبار در بسته دزدیده و کسی که دزد حرفه‏ای است، یا با شکستن صندوق و انبار چیزی را دزدیده است، تفاوت وجود دارد و… .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- مجازاتی که با عمل رابطه تکوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تکوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهکار باشد یا بی گناه،… فرقی نمی‏کند هر کسی بخورد ، مسموم می‏شود. در این جا تناسب وجود ندارد و احدی هم اعتراض نمی‏کند که این چه ظلمی است در حق بچه یا بی گناه و….&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳- مجازاتی که تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنانی که اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی می‏خورند ، آتش در شکم خود وارد می‏کنند.(۱) یعنی مال یتیم به صورت آتش در می‏آید. سایر گناهان نیز چنین است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و کیفر لازم نیست، چون در حقیقت کیفری از طرف خداوند وضع نشده است، بلکه عمل شخص تجسم پیدا می‏کند و به این شکل در می‏آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنا به شهادت بسیارى از آیات و روایات , پاداش ها و کیفرهاى روز رستاخیز نـتـیـجـه اجتناب ناپذیر اعمال و کردارهاى دنیوى ماست ، یعنی نتیجه و پیامد تکوینی عمل گناه و کیفر آن عذاب دردناک است . در قرآن کریم فرمود: «لاتجزون الّا ما کنتم تعملون؛ جز اعمال خود شما جزایی برای شما نیست».(۲) پس نتایج – خواه و ناخواه – دامنگیر ما مى گردد . هـمـان طـور کـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذیر دارد و از آن جدا نـمـى گـردد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرد مبتلا به مواد مخدر, باید با رنج و درد و بیمارى دست به گریبان باشد. فرد میگسار که مدت ها با شراب و الکل سر و کار داشته, باید باقی مانده عمر را با بـدن رنـجـور و کـبـد و قـلب بیمار به سر برد . کارهاى نیک و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند که در روز واپسین آشکار مى گردند و خود را نشان مى دهند ; بنابر این قسمت مهمى از پـاداش ها و کیفرها زاییده اعمال ما و اثر مستقیم کردارهاى ماست . هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم . اگر زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچار عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم ; همان طور که نتایج اعمال ما در جهان با بی نیازى و رحمت خدا منافاتى ندارد , نتایج اعمال ما در رستاخیز نیز چنین است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاداش ها و کیفرهاى روز واپسین, ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صد در صد جنبه تربیتى دارند . خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذیر خود بندگانش را به کارهاى نیک دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد . این وعده درصورتى مى تواند نقش تشویقى و تهدیدى را ایفا کند که صد در صد قطعى و تخلف ناپذیر و در عین حال جدی و غیر قابل اغماض و مهم باشد . اگر در آن احتمال تخلف باشد یا تا حد زیادی قابل تحمل و چشم پوشی و… , اثر تربیتى خـود را از دست خواهد داد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نتیجه با عذاب های سطحی و کوتاه و کم دیگر دلیل ندارد که یک نفر زیر بار سنگین وظایف و واجبات و اعمال نیک برود و یا از بسیارى هوس هاى سرکش چشم بپوشد . پاداش ها و کیفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احکام و دستورهاى آسمانى گردند که بـه صـورت وعـده قـطـعى و جدی و غیر قابل اغماض درآیند . بنابراین وجود عذاب های اخروی از جهتی رحمت است برای انسان ها تا برای در امان ماندن از آن ها به کارهای نیک رو آورده و بهشت جاودان را نصیب خود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پی نوشت‏ها:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نساء (۴) آیه ۱۰٫&lt;br /&gt;یس(۳۶) آیه ۵۴٫&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/عدم-تناسب-جرم-و-کیفر-عذاب-در-آخرت-ابوالفضل&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عذاب در اخرت</p>
<p>در احادیث و قران از عذاب های دردناک و چندهزار ساله صحبت شده. آیا این درست است که فردی با انجام چند یا چندین گناه در زندگی چند ساله اش که با سالهای اخروی اصلا قابل قیاس نیست, چند هزار سال با عذاب های آنچنانی مجازات شود. پس عدل و مهربانی خدا چه میشود.</p>
<p>نمی توان در خصوص کم و کیف برخورد با بندگان در قیامت تعیین تکلیف نمود و گفت که عذاب این گناه چند هزار سال خواهد بود یا چند ثانیه ؛ اما برخی از گناهان به ظاهر کوچک عذاب های سخت و طاقت فرسایی را به دنبال دارند .</p>
<p>اما در مورد تناسب گناهان با «عذاب اخروی» کیفر سه گونه است:</p>
<p>۱- مجازات قراردادی، همان کیفرها و مقرّرات جزیی است که در جوامع بشری قانون گذاران الهی یا غیر الهی وضع می‏کنند، مثل حدّ شرابخوار، دزد، قاتل و… .</p>
<p>در این گونه مجازات همه گفته‏اند باید بین جرم و کیفر تناسب وجود داشته باشد.</p>
<p>چنان که در اسلام چنین چیزی ملاحظه شده است . بین مجازات زناکاری که زن دارد و کسی که زن ندارد ، تفاوت وجود دارد. بین کسی که بار اول دزدی کرده یا چیزی را خارج از صندوق و انبار در بسته دزدیده و کسی که دزد حرفه‏ای است، یا با شکستن صندوق و انبار چیزی را دزدیده است، تفاوت وجود دارد و… .</p>
<p>۲- مجازاتی که با عمل رابطه تکوینی یا علت و معلولی دارد، مثلاً بین خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تکوینی وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد یا بزرگ، گناهکار باشد یا بی گناه،… فرقی نمی‏کند هر کسی بخورد ، مسموم می‏شود. در این جا تناسب وجود ندارد و احدی هم اعتراض نمی‏کند که این چه ظلمی است در حق بچه یا بی گناه و….</p>
<p>۳- مجازاتی که تجسم و عینیّت یافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است:</p>
<p>آنانی که اموال یتیمان را از راه ظلم و غیر شرعی می‏خورند ، آتش در شکم خود وارد می‏کنند.(۱) یعنی مال یتیم به صورت آتش در می‏آید. سایر گناهان نیز چنین است.</p>
<p>در این نوع از مجازات هم تناسب بین جرم و کیفر لازم نیست، چون در حقیقت کیفری از طرف خداوند وضع نشده است، بلکه عمل شخص تجسم پیدا می‏کند و به این شکل در می‏آید.</p>
<p>بنا به شهادت بسیارى از آیات و روایات , پاداش ها و کیفرهاى روز رستاخیز نـتـیـجـه اجتناب ناپذیر اعمال و کردارهاى دنیوى ماست ، یعنی نتیجه و پیامد تکوینی عمل گناه و کیفر آن عذاب دردناک است . در قرآن کریم فرمود: «لاتجزون الّا ما کنتم تعملون؛ جز اعمال خود شما جزایی برای شما نیست».(۲) پس نتایج – خواه و ناخواه – دامنگیر ما مى گردد . هـمـان طـور کـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذیر دارد و از آن جدا نـمـى گـردد .</p>
<p>فرد مبتلا به مواد مخدر, باید با رنج و درد و بیمارى دست به گریبان باشد. فرد میگسار که مدت ها با شراب و الکل سر و کار داشته, باید باقی مانده عمر را با بـدن رنـجـور و کـبـد و قـلب بیمار به سر برد . کارهاى نیک و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند که در روز واپسین آشکار مى گردند و خود را نشان مى دهند ; بنابر این قسمت مهمى از پـاداش ها و کیفرها زاییده اعمال ما و اثر مستقیم کردارهاى ماست . هیچ نوع حق گله و اعتراض نـداریم . اگر زندگى خود را با برنامه صحیح و عالى شرع تنظیم مى نمودیم , هرگز دچار عـواقب بد و ناگوار نمى شدیم ; همان طور که نتایج اعمال ما در جهان با بی نیازى و رحمت خدا منافاتى ندارد , نتایج اعمال ما در رستاخیز نیز چنین است .</p>
<p>پاداش ها و کیفرهاى روز واپسین, ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صد در صد جنبه تربیتى دارند . خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذیر خود بندگانش را به کارهاى نیک دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد . این وعده درصورتى مى تواند نقش تشویقى و تهدیدى را ایفا کند که صد در صد قطعى و تخلف ناپذیر و در عین حال جدی و غیر قابل اغماض و مهم باشد . اگر در آن احتمال تخلف باشد یا تا حد زیادی قابل تحمل و چشم پوشی و… , اثر تربیتى خـود را از دست خواهد داد .</p>
<p>در نتیجه با عذاب های سطحی و کوتاه و کم دیگر دلیل ندارد که یک نفر زیر بار سنگین وظایف و واجبات و اعمال نیک برود و یا از بسیارى هوس هاى سرکش چشم بپوشد . پاداش ها و کیفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احکام و دستورهاى آسمانى گردند که بـه صـورت وعـده قـطـعى و جدی و غیر قابل اغماض درآیند . بنابراین وجود عذاب های اخروی از جهتی رحمت است برای انسان ها تا برای در امان ماندن از آن ها به کارهای نیک رو آورده و بهشت جاودان را نصیب خود کنند.</p>
<p> </p>
<p>پی نوشت‏ها:</p>
<p>نساء (۴) آیه ۱۰٫<br />یس(۳۶) آیه ۵۴٫</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/عدم-تناسب-جرم-و-کیفر-عذاب-در-آخرت-ابوالفضل">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/عدم-تناسب-جرم-و-کیفر-عذاب-در-آخرت-ابوالفضل#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1113209</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>یاری امام زمان، از حرف تا عمل</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/یاری-امام-زمان-از-حرف-تا-عمل</link>
			<pubDate>04:35:00 +0330 شنبه، 1 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1112932@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/eshghatash/quick-uploads/re1758.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;380&quot; height=&quot;286&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از راه های یاری امام زمان (ع) این است که سعی کنیم دوستان آن حضرت را زیاد کنیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جهاد در رکاب امام غائب !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنهایی که به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنگامی که بنیان َگذار حکومت واحد جهانی، حضرت مهدی موعود علیه السلام بر اساس عدالت و آزادی واقعی، مأمور به تشکیل حکومت می َشود، ۳۱۳ نفر از یاران خاص او اطراف شمع وجود مقدسش جمع می َشوند. آنها در واقع فرماندهان لشکری و کشوری دولت امام موعود علیه السلام می َباشند. در مرحله بعد ده هزار نفر خدمت حضرت حاضر می شوند که سپاه امام را تشکیل می دهند، اما یاران امام مهدی علیه السلام به این تعداد ختم نمی شود زیرا برپایی حکومت جهانی نیاز به یاری همگانی دارد، و همه شیعیان باید خود را برای یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همراه روزهای سختی&lt;br /&gt;یار و یاور امام بودن، ویژگی هایی دارد که هم با ملاحظه روایات معصومین علیهم السلام و هم با ملاحظه تاریخ می توان آنها را به دست آورد. وقتی تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام را بررسی می کنیم، در می یابیم که در میان مسلمانان، آنهایی که به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیقتری داشتند و به همین دلیل، در برابر امام و فرمانهایش به صورت کامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افرادی چون سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر صلی الله علیه و آله و افرادی مثل مالک اشتر و عمّار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه السلام و نیکانی چون ۷۲ تن شهید کربلا برای امام حسین علیه السلام. جالب اینکه در روایات فراوانی که درباره ویژگی های یاران امام مهدی علیه السلام آمده است، بر مسأله معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت کامل و بی چون و چرای ایشان از امام خود، تأکید شده است؛ همچنین روایات، به سلامت نفس، پاکی و تقوای آنان تصریح می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق علیه السلام درباره این افراد فرموده است: «آنها مردانی هستند که دلهایشان همانند قطعه های آهن [محکم] است؛ هرگز دچار تردید نمی شوند…؛ پروانه وار دور شمع وجود امام می گردند و خود را سپر جان او قرار می دهند…؛ در سراسر شب، نغمه های نماز و ذکر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می رسد؛ آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان کاملاً مطیع و تسلیم هستند».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوشا به حال یاری که امام در فقدانش بگرید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته به این نکته باید توجه کرد که یاران امام مهدی علیه السلام هم مثل یاران دیگر ائمه علیهم السلام، مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگی های یاران نزدیک حضرت که از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است. به طور طبیعی، هر یک از ما امیدواریم جزو یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق می ورزیم، و هم منتظر قدوم مبارک اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همّتمان آن باشد که در مقام یاوری، تا آنجا بالا رویم که مایه روشنی چشم ایشان باشیم، به گونه ای که امام به یاری ما دلگرم باشد، همان گونه که مالک اشتر برای امام علی علیه السلام این چنین بود و حضرت علی علیه السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمی دانید مالک که بود؟»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان در خط مقدم یاری امام&lt;br /&gt;نکته دیگر آن است که در یاری امام عصر علیه السلام، فرقی بین زن و مرد نیست و هر کس می تواند با توجه به توانایی های خود، در خدمت امام علیه السلام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه السلام  تنها جنگیدن و شمشیر زدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان چه مرد و چه زن می توانند در جبهه یاوران امام زمان علیه السلام قرار گیرند؛ بنابراین، راه برای همه باز است تا جزو یاوران حضرت باشند، اما شروطی دارد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱) به دست آوردن ویژگی های رفتاری یاران حضرت و سعی در به دست آ وردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی در همه حال.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲) دعا و تضرع به درگاه حضرت حق، از جمله خواندن دعای عهد در هر صبح که براساس فرموده امام صادق علیه السلام «خواننده دعای عهد از جمله یاوران مهدی است و اگر بمیرد، خدا او را در روزگار ظهور بر می گرداند»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در متن دعا نیز از خدا می خواهیم اگر قبل از ظهور از دنیا رفتیم، دوباره زنده شویم؛ «اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی؛ پروردگارا! اگر مرگ که آن را براى بندگانت یک امر حتمى قرار داده اى میان من و آن حضرت جدائى انداخت، مرا از قبرم بیرون آور تا در حالى که کفنم را پوشیده و شمشیرم را از غلاف درآورده و نیزه ام را به دست گرفته ام، دعوت کننده آن حضرت در شهرها و بیابان ها را اجابت کنم».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جهاد در رکاب امام غائب&lt;br /&gt;نکته بسیار مهم اینکه یاری امام زمان علیه السلام، تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود، بلکه همین امروز و در دوره غیبت هم، راه یاری رساندن برای همه باز است، البته این به تناسب موقعیت افراد فرق می کند؛ برای مثال، یکی از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است که سعی کنیم دوستان آن حضرت را زیاد کنیم و این هدف مقدس را از راه های گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینکه یاد و نام امام زمان علیه السلام  را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی کنیم دوستان و فامیل را از بدی ها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان علیه السلام و دوستی آن حضرت جدا می کند. پس بکوشیم با روی خوش، نصیحت، دلسوزی و عملکرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منکر خسته و آزرده نشویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است که وقتی ما را شیعه، دوستدار و مرید امام زمان علیه السلام شناختند، کاری نکنیم که سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همان گونه که در روایات آمده است: «کُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْنا شَیْناً ؛ برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی».  هم از نظر ظاهر تمیز و مرتب بوده و هم اخلاق، رفتار و برخورد خوبی با دیگران داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور کل همه شیعیان باید در راه یاری امام زمان خود تلاش کنند و مقدمه این یاری معرفت و شناخت مقام امام به همراه تهذیب نفس و دوری از گناه و خطا می باشد، تا هم خود را اصلاح کرده و هم در صدد هدایت جامعه برآیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع:tebyan.net&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/یاری-امام-زمان-از-حرف-تا-عمل&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/eshghatash/quick-uploads/re1758.jpg" alt="" width="380" height="286" /></p>
<p>یکی از راه های یاری امام زمان (ع) این است که سعی کنیم دوستان آن حضرت را زیاد کنیم</p>
<p> </p>
<p>جهاد در رکاب امام غائب !</p>
<p>آنهایی که به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.</p>
<p>هنگامی که بنیان َگذار حکومت واحد جهانی، حضرت مهدی موعود علیه السلام بر اساس عدالت و آزادی واقعی، مأمور به تشکیل حکومت می َشود، ۳۱۳ نفر از یاران خاص او اطراف شمع وجود مقدسش جمع می َشوند. آنها در واقع فرماندهان لشکری و کشوری دولت امام موعود علیه السلام می َباشند. در مرحله بعد ده هزار نفر خدمت حضرت حاضر می شوند که سپاه امام را تشکیل می دهند، اما یاران امام مهدی علیه السلام به این تعداد ختم نمی شود زیرا برپایی حکومت جهانی نیاز به یاری همگانی دارد، و همه شیعیان باید خود را برای یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کنند.</p>
<p>همراه روزهای سختی<br />یار و یاور امام بودن، ویژگی هایی دارد که هم با ملاحظه روایات معصومین علیهم السلام و هم با ملاحظه تاریخ می توان آنها را به دست آورد. وقتی تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام را بررسی می کنیم، در می یابیم که در میان مسلمانان، آنهایی که به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیقتری داشتند و به همین دلیل، در برابر امام و فرمانهایش به صورت کامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.</p>
<p>افرادی چون سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر صلی الله علیه و آله و افرادی مثل مالک اشتر و عمّار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه السلام و نیکانی چون ۷۲ تن شهید کربلا برای امام حسین علیه السلام. جالب اینکه در روایات فراوانی که درباره ویژگی های یاران امام مهدی علیه السلام آمده است، بر مسأله معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت کامل و بی چون و چرای ایشان از امام خود، تأکید شده است؛ همچنین روایات، به سلامت نفس، پاکی و تقوای آنان تصریح می کند.</p>
<p>امام صادق علیه السلام درباره این افراد فرموده است: «آنها مردانی هستند که دلهایشان همانند قطعه های آهن [محکم] است؛ هرگز دچار تردید نمی شوند…؛ پروانه وار دور شمع وجود امام می گردند و خود را سپر جان او قرار می دهند…؛ در سراسر شب، نغمه های نماز و ذکر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می رسد؛ آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان کاملاً مطیع و تسلیم هستند».</p>
<p>خوشا به حال یاری که امام در فقدانش بگرید</p>
<p>البته به این نکته باید توجه کرد که یاران امام مهدی علیه السلام هم مثل یاران دیگر ائمه علیهم السلام، مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگی های یاران نزدیک حضرت که از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است. به طور طبیعی، هر یک از ما امیدواریم جزو یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق می ورزیم، و هم منتظر قدوم مبارک اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همّتمان آن باشد که در مقام یاوری، تا آنجا بالا رویم که مایه روشنی چشم ایشان باشیم، به گونه ای که امام به یاری ما دلگرم باشد، همان گونه که مالک اشتر برای امام علی علیه السلام این چنین بود و حضرت علی علیه السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمی دانید مالک که بود؟»</p>
<p>زنان در خط مقدم یاری امام<br />نکته دیگر آن است که در یاری امام عصر علیه السلام، فرقی بین زن و مرد نیست و هر کس می تواند با توجه به توانایی های خود، در خدمت امام علیه السلام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه السلام  تنها جنگیدن و شمشیر زدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان چه مرد و چه زن می توانند در جبهه یاوران امام زمان علیه السلام قرار گیرند؛ بنابراین، راه برای همه باز است تا جزو یاوران حضرت باشند، اما شروطی دارد:</p>
<p>۱) به دست آوردن ویژگی های رفتاری یاران حضرت و سعی در به دست آ وردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی در همه حال.</p>
<p>۲) دعا و تضرع به درگاه حضرت حق، از جمله خواندن دعای عهد در هر صبح که براساس فرموده امام صادق علیه السلام «خواننده دعای عهد از جمله یاوران مهدی است و اگر بمیرد، خدا او را در روزگار ظهور بر می گرداند»</p>
<p>در متن دعا نیز از خدا می خواهیم اگر قبل از ظهور از دنیا رفتیم، دوباره زنده شویم؛ «اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی؛ پروردگارا! اگر مرگ که آن را براى بندگانت یک امر حتمى قرار داده اى میان من و آن حضرت جدائى انداخت، مرا از قبرم بیرون آور تا در حالى که کفنم را پوشیده و شمشیرم را از غلاف درآورده و نیزه ام را به دست گرفته ام، دعوت کننده آن حضرت در شهرها و بیابان ها را اجابت کنم».</p>
<p>جهاد در رکاب امام غائب<br />نکته بسیار مهم اینکه یاری امام زمان علیه السلام، تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود، بلکه همین امروز و در دوره غیبت هم، راه یاری رساندن برای همه باز است، البته این به تناسب موقعیت افراد فرق می کند؛ برای مثال، یکی از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است که سعی کنیم دوستان آن حضرت را زیاد کنیم و این هدف مقدس را از راه های گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینکه یاد و نام امام زمان علیه السلام  را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی کنیم دوستان و فامیل را از بدی ها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان علیه السلام و دوستی آن حضرت جدا می کند. پس بکوشیم با روی خوش، نصیحت، دلسوزی و عملکرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منکر خسته و آزرده نشویم.</p>
<p>از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است که وقتی ما را شیعه، دوستدار و مرید امام زمان علیه السلام شناختند، کاری نکنیم که سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همان گونه که در روایات آمده است: «کُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْنا شَیْناً ؛ برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی».  هم از نظر ظاهر تمیز و مرتب بوده و هم اخلاق، رفتار و برخورد خوبی با دیگران داشته باشیم.</p>
<p>به طور کل همه شیعیان باید در راه یاری امام زمان خود تلاش کنند و مقدمه این یاری معرفت و شناخت مقام امام به همراه تهذیب نفس و دوری از گناه و خطا می باشد، تا هم خود را اصلاح کرده و هم در صدد هدایت جامعه برآیند.</p>
<p> </p>
<p>منبع:tebyan.net</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/یاری-امام-زمان-از-حرف-تا-عمل">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/یاری-امام-زمان-از-حرف-تا-عمل#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1112932</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چگونگی ولادت امام زمان (عج)، در عصر خفقان و تهدید</title>
			<link>https://eshghatash.kowsarblog.ir/چگونگی-ولادت-امام-زمان-عج-در-عصر-خفقان-و-تهدید</link>
			<pubDate>04:34:00 +0330 شنبه، 1 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>خوشدوني فراهاني</dc:creator>
			<category domain="main">رسول الله</category>			<guid isPermaLink="false">1112931@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;وضعیت شیعیان در آستانه تولد امام زمان(عج)&lt;br /&gt;براى آشنایى بیشتر با اوضاع فرهنگى و سیاسى شیعیان در هنگام تولد امام زمان(عج) لازم است نگاهى هرچند کوتاه به وضعیت دوران حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام)داشته باشیم; دوران امامت آن حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، که به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله، المهتدى بالله و المعتمد بالله.[ مهدى پیشوایى، سیره ى پیشوایان، ص ۶۱۶] حاکمان عباسى از هر راه ممکن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و کنترل مى کردند. آنان شنیده بودند که امام مهدى(عج) فرزند امام عسکرى(علیه السلام)است; از این رو، مى کوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا کنند و او را به قتل برسانند; به همین جهت، امام حسن عسکرى(علیه السلام)ولادت حضرت مهدى(عج) را مخفى کرده بود و غیر از نزدیکان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن امام را پیدا نکردند.[ اربلى، کشف الغمّه، ج ۲، ص ۴۱۲; شیخ مفید، الارشاد، ج ۱۱، ص ۳۳۶ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج ۴، ص ۴۲۲] فشار و اختناق سیاسى چنان بالا مى گیرد که امام(علیه السلام) به ناچار باید هفته اى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا مى کرد;[ شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص ۲۱۵] معتزّ عباسى به اندازه اى از نفوذ امام حسن عسکرى(علیه السلام)نگران بود که به تحت نظر داشتن آن امام نیز بسنده نکرد و حضرت را با ابوهاشم جعفرى و گروهى از طالبیون زندانى کرد.[ طبرسى، اعلام الورى، ج ۲، ص ۱۴۰] ستم عباسیان تنها به امام حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى کردند و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت سیاسى شیعیان&lt;br /&gt;انواع فشارهاى سیاسى در این مقطع از زمان، در موارد زیر قابل پیگیرى است:&lt;br /&gt;الف) زندانیان و فراریان شیعه; از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفرى است. وى چنین مى گوید: در نامه اى از ناراحتى هاى زندان به امام حسن عسکرى(علیه السلام) شکایت کردم; امام در جواب به من نوشت: امروز در منزلِ خود نماز خواهى خواند.[ طبرسى، همان، ص ۱۴۰; اربلى، همان، ص ۴۱۲; کلینى، کافى، ج ۱، ص ۵۰۸، ح ۱۰; مسعودى، اثبات الوصیه، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۴; شیخ طوسى، الثاقب فى المناقب، ص ۵۷۶، ح ۱۰] وى در جاى دیگرى اظهار کرده است: با امام حسن عسکرى(علیه السلام) در حبس مهتدى بن واثق بودیم; حضرت به من فرمود: این جنایتکار قصد کرده است که امشب با خواست خدا بازى کند (کنایه از این که اراده کرده است که ما را بکشد); ولى عمر او کفاف نمى دهد و به زودى صاحب فرزندى خواهم شد. فرداى آن شب ترک ها به او حمله کردند و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.[ راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۴۳۱، ح ۹ و مسعودى، همان، ص ۲۶۸] هم چنین او مى گوید: من با گروهى در زندان بودم که امام حسن عسکرى(علیه السلام) را به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت، صالح بن وصیف بود. یکى از هم زندانى ها، مردى جمحى بود که ادعا مى کرد، علوى است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام(علیه السلام)روى به ما کرد و فرمود:&lt;br /&gt;اگر نبود در میان شما کسى که از شما نیست، شما را آگاه مى کردم که چه زمان خداوند، اسباب نجات شما را فراهم خواهد کرد.&lt;br /&gt;حضرت عبدالعظیم&lt;br /&gt;امام با این کلام به آن مرد اشاره کرد و او از جمع ما بیرون رفت. امام فرمود:این مرد از شما نیست; از او برحذر باشید. در بین لباس هاى خود نوشته اى دارد که همه ى گفته ها و اسرار شما را براى خلیفه مى رساند.&lt;br /&gt;یکى از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسى کرد و آن نوشته را پیدا کرد; او نوشته بود، که این جمع قصد دارند، زندان را سوراخ کرده و فرار کنند.[ شیخ طوسى، همان، ص ۵۷۷، ح ۱۱; راوندى، همان، ج ۲، ص ۶۸۲، ح ۱ و اربلى، همان، ج ۲، ص ۴۳۲] نکته ى قابل توجه در این روایتِ تاریخى این است که، اختناق و فشار سیاسى به اندازه اى بود که شیعیان در زندان هم از دست ماموران اطلاعاتى خلیفه در امان نبودند و مذاکرات آنان در محیط زندان نیز به حکومت گزارش داده مى شد.&lt;br /&gt;حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: «عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ساکن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود».[ نجاشى، رجال النجاشى، ج ۲، ص ۶۶ ، ش ۶۵۱] ستم عباسیان تنها به امام حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى کردند و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى کردند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وضعیت فرهنگى شیعیان&lt;br /&gt;با همه محدودیت ها و سختگیرى هایى که عباسیان براى گوشه نشین کردن امام(علیه السلام) و شیعیان به کار گرفته و فشارهاى مختلف سیاسى که از ناحیه ى آنان بر شیعه وارد شد، گروهى از دانشمندان و راویان از خرمن فضیلت و دریاى بى کران علوم آن حضرت بهره مى گرفتند و برخى از آنان صاحب تألیفاتى در فنون گوناگون بوده اند و احادیثى را از امام(علیه السلام)نقل کرده اند; از جمله ى آنان:&lt;br /&gt;احمد بن ابراهیم بن اسماعیل; کاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از باشخصیت ترین آنان است. او یکى از اصحاب خاص امام هادى و امام عسکرى(علیهم السلام) است; تألیفاتى دارد که نمونه اى از این کتاب ها را مى توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه، اشعار ابن مّره بن همام و نوادر الاعراب.[ نجاشى، همان، ج ۱، ص ۲۳۷، ش ۲۲۸] بشارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به تولد حضرت مهدی(عج)&lt;br /&gt;پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) ظهور حضرت مهدى(عج) را در روایات گوناگونى خبر داده است و این احادیث را نه تنها راویان و محدثان شیعه نقل نکرده اند. بلکه، محدثان بزرگِ اهل سنت نیز، مانند ابوداوود و ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابویعلى بزّاز، احمد بن حنبل، حاکم نیشابورى[شیخ منصور على ناصف، التاج الجامع للاصول، ج ۵، ص ۳۱۰ ـ ۳۲۷] و دیگران احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیارى از صحابه و تابعین در کتاب هاى خویش نقل کرده اند.[ صحیح ابن داوود، ج ۲، ص ۲۰۷] حتى گروهى از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوى که درباره حضرت مهدى(عج) آورده اند، اعتراف کرده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چگونگی ولادت امام زمان (عج)&lt;br /&gt;جمعه پاتزدهم شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .&lt;br /&gt;عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.&lt;br /&gt;گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!&lt;br /&gt;فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت: ای بانوی من شب بخیر!گفتم: بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجاو این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنید با کمال حجب و حیا نشست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از اقامه نماز افطار کردم و خوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .&lt;br /&gt;حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ساکن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود.&lt;br /&gt;نزدیک بود که در وعده امام (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان امام(علیه السلام)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند :&lt;br /&gt;عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!&lt;br /&gt;همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغول خواندن سوره الم سجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.&lt;br /&gt;گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.&lt;br /&gt;در این هنگام امام عسکری (علیه السلام) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)،سپس بر امیرالمومنین(علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیه السلام) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد.&lt;br /&gt;امام(علیه السلام) فرمود : عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او ا پیش امام حسن عسکری (علیه السلام)برگردانیدم.) بخاری ،ج۵۱،ص۲&lt;br /&gt;بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است ) . نجم الثاقب،ص۴۸ (&lt;br /&gt;منابع:&lt;br /&gt;کتاب چشم به راه حضرت مهدی علیه السلام&lt;br /&gt;اندیشه قم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;tebyan.net&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://eshghatash.kowsarblog.ir/چگونگی-ولادت-امام-زمان-عج-در-عصر-خفقان-و-تهدید&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وضعیت شیعیان در آستانه تولد امام زمان(عج)<br />براى آشنایى بیشتر با اوضاع فرهنگى و سیاسى شیعیان در هنگام تولد امام زمان(عج) لازم است نگاهى هرچند کوتاه به وضعیت دوران حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام)داشته باشیم; دوران امامت آن حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، که به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله، المهتدى بالله و المعتمد بالله.[ مهدى پیشوایى، سیره ى پیشوایان، ص ۶۱۶] حاکمان عباسى از هر راه ممکن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و کنترل مى کردند. آنان شنیده بودند که امام مهدى(عج) فرزند امام عسکرى(علیه السلام)است; از این رو، مى کوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا کنند و او را به قتل برسانند; به همین جهت، امام حسن عسکرى(علیه السلام)ولادت حضرت مهدى(عج) را مخفى کرده بود و غیر از نزدیکان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن امام را پیدا نکردند.[ اربلى، کشف الغمّه، ج ۲، ص ۴۱۲; شیخ مفید، الارشاد، ج ۱۱، ص ۳۳۶ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج ۴، ص ۴۲۲] فشار و اختناق سیاسى چنان بالا مى گیرد که امام(علیه السلام) به ناچار باید هفته اى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا مى کرد;[ شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص ۲۱۵] معتزّ عباسى به اندازه اى از نفوذ امام حسن عسکرى(علیه السلام)نگران بود که به تحت نظر داشتن آن امام نیز بسنده نکرد و حضرت را با ابوهاشم جعفرى و گروهى از طالبیون زندانى کرد.[ طبرسى، اعلام الورى، ج ۲، ص ۱۴۰] ستم عباسیان تنها به امام حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى کردند و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى کردند.</p>
<p>وضعیت سیاسى شیعیان<br />انواع فشارهاى سیاسى در این مقطع از زمان، در موارد زیر قابل پیگیرى است:<br />الف) زندانیان و فراریان شیعه; از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفرى است. وى چنین مى گوید: در نامه اى از ناراحتى هاى زندان به امام حسن عسکرى(علیه السلام) شکایت کردم; امام در جواب به من نوشت: امروز در منزلِ خود نماز خواهى خواند.[ طبرسى، همان، ص ۱۴۰; اربلى، همان، ص ۴۱۲; کلینى، کافى، ج ۱، ص ۵۰۸، ح ۱۰; مسعودى، اثبات الوصیه، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۴; شیخ طوسى، الثاقب فى المناقب، ص ۵۷۶، ح ۱۰] وى در جاى دیگرى اظهار کرده است: با امام حسن عسکرى(علیه السلام) در حبس مهتدى بن واثق بودیم; حضرت به من فرمود: این جنایتکار قصد کرده است که امشب با خواست خدا بازى کند (کنایه از این که اراده کرده است که ما را بکشد); ولى عمر او کفاف نمى دهد و به زودى صاحب فرزندى خواهم شد. فرداى آن شب ترک ها به او حمله کردند و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.[ راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۴۳۱، ح ۹ و مسعودى، همان، ص ۲۶۸] هم چنین او مى گوید: من با گروهى در زندان بودم که امام حسن عسکرى(علیه السلام) را به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت، صالح بن وصیف بود. یکى از هم زندانى ها، مردى جمحى بود که ادعا مى کرد، علوى است.</p>
<p>امام(علیه السلام)روى به ما کرد و فرمود:<br />اگر نبود در میان شما کسى که از شما نیست، شما را آگاه مى کردم که چه زمان خداوند، اسباب نجات شما را فراهم خواهد کرد.<br />حضرت عبدالعظیم<br />امام با این کلام به آن مرد اشاره کرد و او از جمع ما بیرون رفت. امام فرمود:این مرد از شما نیست; از او برحذر باشید. در بین لباس هاى خود نوشته اى دارد که همه ى گفته ها و اسرار شما را براى خلیفه مى رساند.<br />یکى از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسى کرد و آن نوشته را پیدا کرد; او نوشته بود، که این جمع قصد دارند، زندان را سوراخ کرده و فرار کنند.[ شیخ طوسى، همان، ص ۵۷۷، ح ۱۱; راوندى، همان، ج ۲، ص ۶۸۲، ح ۱ و اربلى، همان، ج ۲، ص ۴۳۲] نکته ى قابل توجه در این روایتِ تاریخى این است که، اختناق و فشار سیاسى به اندازه اى بود که شیعیان در زندان هم از دست ماموران اطلاعاتى خلیفه در امان نبودند و مذاکرات آنان در محیط زندان نیز به حکومت گزارش داده مى شد.<br />حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: «عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ساکن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود».[ نجاشى، رجال النجاشى، ج ۲، ص ۶۶ ، ش ۶۵۱] ستم عباسیان تنها به امام حسن عسکرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى کردند و از هرگونه حرکت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى کردند</p>
<p>وضعیت فرهنگى شیعیان<br />با همه محدودیت ها و سختگیرى هایى که عباسیان براى گوشه نشین کردن امام(علیه السلام) و شیعیان به کار گرفته و فشارهاى مختلف سیاسى که از ناحیه ى آنان بر شیعه وارد شد، گروهى از دانشمندان و راویان از خرمن فضیلت و دریاى بى کران علوم آن حضرت بهره مى گرفتند و برخى از آنان صاحب تألیفاتى در فنون گوناگون بوده اند و احادیثى را از امام(علیه السلام)نقل کرده اند; از جمله ى آنان:<br />احمد بن ابراهیم بن اسماعیل; کاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از باشخصیت ترین آنان است. او یکى از اصحاب خاص امام هادى و امام عسکرى(علیهم السلام) است; تألیفاتى دارد که نمونه اى از این کتاب ها را مى توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه، اشعار ابن مّره بن همام و نوادر الاعراب.[ نجاشى، همان، ج ۱، ص ۲۳۷، ش ۲۲۸] بشارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به تولد حضرت مهدی(عج)<br />پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) ظهور حضرت مهدى(عج) را در روایات گوناگونى خبر داده است و این احادیث را نه تنها راویان و محدثان شیعه نقل نکرده اند. بلکه، محدثان بزرگِ اهل سنت نیز، مانند ابوداوود و ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابویعلى بزّاز، احمد بن حنبل، حاکم نیشابورى[شیخ منصور على ناصف، التاج الجامع للاصول، ج ۵، ص ۳۱۰ ـ ۳۲۷] و دیگران احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیارى از صحابه و تابعین در کتاب هاى خویش نقل کرده اند.[ صحیح ابن داوود، ج ۲، ص ۲۰۷] حتى گروهى از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوى که درباره حضرت مهدى(عج) آورده اند، اعتراف کرده اند.</p>
<p>چگونگی ولادت امام زمان (عج)<br />جمعه پاتزدهم شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .<br />عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.<br />گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!<br />فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت: ای بانوی من شب بخیر!گفتم: بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجاو این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنید با کمال حجب و حیا نشست.</p>
<p>پس از اقامه نماز افطار کردم و خوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .<br />حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: عبدالعظیم حسنى، از دستِ حکومت فرار کرد و وارد رى شد و درمنزل یکى از شیعیان در سردابى ساکن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى کرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را که امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى کرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود.<br />نزدیک بود که در وعده امام (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان امام(علیه السلام)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند :<br />عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!<br />همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغول خواندن سوره الم سجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.<br />گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.<br />در این هنگام امام عسکری (علیه السلام) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)،سپس بر امیرالمومنین(علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیه السلام) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد.<br />امام(علیه السلام) فرمود : عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او ا پیش امام حسن عسکری (علیه السلام)برگردانیدم.) بخاری ،ج۵۱،ص۲<br />بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است ) . نجم الثاقب،ص۴۸ (<br />منابع:<br />کتاب چشم به راه حضرت مهدی علیه السلام<br />اندیشه قم</p>
<p>tebyan.net</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://eshghatash.kowsarblog.ir/چگونگی-ولادت-امام-زمان-عج-در-عصر-خفقان-و-تهدید">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://eshghatash.kowsarblog.ir/چگونگی-ولادت-امام-زمان-عج-در-عصر-خفقان-و-تهدید#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://eshghatash.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1112931</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
